زبان خود را انتخاب کنید

News (3)

Finance (4)

Sports (2)

این سوال بیش از اینکه یک سوال طبی باشد یک سوال فلسفی است. اگر چه علم استتیک یا زیبایی شناسی به طور مشخص در قرن بیستم مورد توجه قرار گرقته است ولی از زمان افلاطون به تعریف مقوله زیبایی پرداخته شده و پاسخ هایی چون وجود تناسب در موضوع و توانایی ایجاد لذت و احساس مطبوع و آرامش و شادی در مخاطب برای تعریف زیبایی داده شد. هر چند خود این تعاریف نیازمند توضیح بیشتری می باشند. در حال حاضر فلسفه نیز به دنبال ارائه تعریفی قطعی و نهایی از زیبایی نیست. کانت در تعریف زیبایی به ماندگاری آن اشاره میکند. یعنی زیبایی واقعی باید در اثر مرور زمان و با وجود تغییر در مد ها و سلیقه ها همچنان جذاب بماند و جذابیت آن تحت تاثیر مدها و تغییرات فرهنگی مخاطب قرار نگیرد.
در دوران مدرنیسم زیبایی را تحت تأثیر ارتباط فرد با موضوع دانسته و تاثیرات فرهنگی و اقتصادی و تبلیغات را در درک زیبایی و تعریف آن موثر دانسته اند. به طوری که میبینیم با تبلیغات جهانی معیارهای زیبایی یونیفرم و یک شکل شده و مد و عوام زدگی در ذوق ها حتی در طبقات غیر عوام شدت یافته است. هربرت رید می گوید زیبایی حس تشخیص روابط لذت بخش است که انسان را در برخورد با جهان پیرامونش تحت تاثیر قرار می دهد.
ارسطو در پاسخ به این سوال که چراانسان ها به زیبایی جسمی تمایل دارند می گوید هیج کسی نمی تواند این سوال را مطرح کند مگر اینکه کور باشد. به عبارت ساده تر میل به زیبایی را چیزی می داند که نیازی به علت و توضیح ندارد به عبارت دیگر شاید زیبایی هر آن چیزی است که ما از آن خوشمان می آید به هر حال میل به زیبایی آنچنان است که در برخی قبایل صحرای کالاهاری حتی در دوران قحطی مردم از روغن برای زیبایی پوست خود استفاده می کنند و در امریکا پولی که صرف امور مربوط به زیبایی می شود بیشتر از پولی است که به خدمات اجتماعی و تحصیل اختصاص داده می شود. همه ما در دل خود می دانیم که زیبایی چیزی خواستنی است. احتمالا توجه به زیبایی جسمی اعم از اندام و صورت افراد ناشی از مکانیسمی طبیعی برای کمک به تولید مثل و بقای نسل بوده است و این مکانیسم کمک می کند تا یک نوزاد کوچک و ناتوان در چشم ما زیبا و دوست داشتنی به نظر برسد تا به حفظ و مراقبت او کمک کنیم و یا جفت گیری با جفتی زیبا از نظر ظاهری ( که نشان دهنده سلامت و توانایی خوب تولید مثل وی می باشد) صورت گیرد تا بدین وسیله انرژی جنسی بیهوده و در کنار جفتی که نمی تواند به تولید مثل کمک کند به هدر نرود و شاید به همین علت است که با وجود این همه تنوع مد و سلیقه تقریبا در همه فرهنگ ها چشمان درشت. موهای براق، پوست صاف و لطیف و بدون چین و چروک و لک و یا باریکی کمر در زن و یا سینه ستبر و عضلانی در مرد ایجاد جذابیت می کند در واقع اینها تولید مثل با شانس بیشتر راهنمایی می کرده و در واقع این میل به زیبایی به طور ژنتیکی در فطرت انسان جای داده شده و یکی از راه های کمک به ادامه حیات بوده است. البته این مکانیسم با وجودی که بسیار عالی عمل کرده ولی توام با اشتباهاتی نیز بوده است و از زمان ایجاد تمدن و خصوصا در در دوران معاصر آن قدر در این مکانیسم دست برده شده که ارزش تشخیصی که در گذشته داشته از دست داده است. توضیحات فوق شاید فقط بخشی از مسئله را توضیح دهد ولی به هر حال این حرف که زیبایی و میل به ان یک پدیده فرهنگی است و مد و تبلیغات ریشه های اصلی آن است به نظر درست نمی آید. باوجودیکه مد وتبلیغات تاثیرگذار هستند ولی ریشه اصلی در نهاد انسان است.
پرداختن بیشتر به ریشه های زیبایی شناسی و ارتباط آن بازیبایی چهره پیچیده تر از بضاعت می باشد مثلا پاسخ به این سوال که چرا معمولا بزرگ تر شدن بینی زیبایی را کمتر می کند چندان ساده نیست ولیکن از دورانی که هنرمندان نقاش و مجسمه ساز همچون لئوناردو داوینچی در به تصویر درآوردن واقع گرایانه صورت و اندام های انسانی کوشیدند نسبت ها را بین اعضای مختلف صورت و حتی بدن انسان به دست آوردند.
گرچه درست تر بودن این نسبت ها در صورت یک قرد به زیباتر بودن وی کمک می کند اما زیبایی یک صورت تنها معلول مراعات شدن هندسی این تناسبات نیست. چهره زیبا به برجستگی های گونه ها، چانه، زاویه های فک، کیفیت و توزیع بافت نرم و چربی در صورت، قرم لب ها رویش ابروها و مژه ها فرم و رنگ دندان ها و... نیز بستگی دارد. عامل مهم دیگر پوست از نظر کیفیت کلی آن میباشد. چرا که پوست پوشش نهایی اسکلت صورت را تشکیل می دهد و چه بسا یک پوست زمخت باعث شود که صورتی که از بقیه جهات معیارهای زیبایی را داراست خیلی زیبا به نظر نرسد و بر عکس یک پوست زیبا مانع از توجه به اشکالات خفیف اسکلتی صورت گردد.
عامل مهم دیگری که اکثرا نادیده گرفته می شود نقش میمیک صورت و به عبارتی عملکرد عضلات ظریف صورت است که تا حد زیادی متاثر از وضعیت روحی و احساسی فرد می باشد. حتما متوجه شده اید که در زمانی که وضعیت روحی و احساسی مناسبی ندارید و یا خسته و عصبی هستید چهره تان زیبایی زمانی را ندارد که با نشاط بوده و خواب و تغذیه مناسب داشته اید. این تغییر در زیبایی بیشتر معلول عملکرد عضلات ریزی است که در صورت وجود دارد و حالات اعضای صورت مثل ابروها، پیشانی، گونه ها، چشم ها، لب ها و غیره را تحت تأثیر قرار داده و به طور مستقیم تحت تأثیر حالات روحی و احساسی فرد می باشد. به طوری که گاهی می توان واژه " زبان چهره" را بکار برد. مثلا شما به راحتی از چهره هر فردی حالات احساسی خشم، نگرانی، ترس، شادی، شیطنت، افسردگی و غیره را درک می کنید. گاهی تداوم یک احساسی در دوره های طولانی اثرات ماندگاری را در چهره باقی می گذارد که می تواند ناشی از قوی تر شدن (هیپرتروفیک شدن) عضلات خاص آن احساس و یا ایجاد چین و چروک های پوستی ناشی از انقباضات مداوم عضلات مربوط به آن احساس باشد و این موضوع میتواند تا حدی شخصیت فرد را در اولین نگاه مشخص کند.

دکتر حبیب سهرابی